فتوا برای جابه جایی امامزاده
سه سال پیش بود که رفتم اهواز . دی ماه بود و هوا خوب . این بار وسط گرما رفتیم به اهواز و از آنجا هم یکسر به ایذه. کارون سه با اینکه خیلی عریض و پهین است اما چندان دلچسب نیست. جالب اینکه در حین بازدید از نمایشگاه سد عکس بامزه ای دیدم و که میزان هوشیاری مردم گوهربارمان را متذکر شد.
مراد ویسی عکس را چنین روایت کرد که این عکس متعلق به یک امامزاده است که برای احداث و توسعه سد نیاز بود تا امامزاده را جابه جا کنیم که مردم نگذاشتند و ما هم متوسل شدیم به علما و در این باره فتوای جابه جایی گرفتیم و بالاخره امامزاده با یک برش مهندسی از جا در آمد و در جایی دیگر دفن شد.
فقط خاطرم بود که میراث چند هزار ساله ای رفت زیر سد کارون سه با آن همه تشکیلاتی که عین فیلم های تخیلی بود و مردم ما را هم خیالی نبود که چه می شود و چه نمی شود تا امامزاده هایی برای هستن هست.

آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.