فراموش می کنیم و تکرار
مریم مالک را می برند وزرا یا اوین چون در خیابان ورشو منتظر برگزاری یک برنامه بوده و پرستو اللهیاری هم یک سال حبس تعزیری می گیردُ چون به قول دوستان فعال حقوق زنان بودن خودش جرمی است نابخشودنی. پیام منتقل می شود "فعالان عزیز ُ لطفا مدتی خوب بترسید". اینجا ایران ۸۸ است و آنطور که بویش می آید قرار است بهارهای آینده حالا حالا ها همینطور باشد. دیروز دوستی برگشته بود از افغانستان عکس هایش را نگاه می کردم. مجله های زنان افغان و عکس هایی مربوط به دوره های پیش از جنگ و جهالت در افغانستان را. دلم گرفت. تاریخ گاهی بی دلیل تکرار می شود. الهه کولایی هم امروز در نشست گردهمایی زنان از فراموشی یکصد ساله تاریخ ایران روایت می کرد. ما فراموش می کنیم و تکرار. فراموش می کنیم و تکرار. تاریخ هم فراموشی ها را غنمیت می شمرد و کپی پیست می کند لعنتی. آسان تر است برایش از نوآفرینی. دلهره گرفته ام برای مریم عزیز که با آن حال بیمار امشب و فردا را باید در زندان بماند و دوستانی که هر کدام حکمی به دست منتظر تکرار تقدیری رقم خورده از پیش اند و سناریو چیده شده . بهت همگی از آن رو ست که آقایان نزدیک انتخابات دست کم سوپایین می زدند حالا پا روی گاز به کجا می روندُ به گمانم تنها خدا عالم است. احتمال آمدن شما گویا بسیار است.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 15:26 توسط آمنه شیرافکن
|
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.