همه نقاشي‌ها را ديده بودم. بارها و بارها وقتي زهرا  داشت روي نقاشي ها كار مي كرد و آن سوي خانه هم موزيك حسين پناهي بود كه كار زهرا را هي كند مي كرد و كندتر، بس كه غصه داشت صداش. ولي به اختتاميه رسيدم. خيلي  به نقاشي ها نگاه نكردم ، از بر بودم همه شان را، بيشتر دور مجموعه خانه صبا دور مي زدم. معماري بسيار زيبا بود و به قول بابک هيچ مناسب گالري نبود. از نگاه زهرا به طبيعت  خوشم مي آيد به ويژه اينكه او به جاي رنگ سبز بيشتر از فيروزه اي در كارهايش استفاده كرده بود و من هم كه عاشق رنگ فيروزه‌اي ام. سهم ما از طبیعت