مفهوم بودن با خانواده برايم به امري عجيب و غريب تبديل شده به ويژه اگر بخواهم با خانواده در مرز تهران اوقاتي سپري كنم. تنها فكر مي كنم در حياط خانه مشهد را كه بچرخانم برايم آن حس نوستالژيك خانواده ترسيم مي شود. تهران بودنم عجيب با حس بدون خانواده بودن گره خورده . چند ساعت ديگر بايد سرازير شوم به خانه مريم و در كنار پدر و مادر  گرامي باشم به اضافه كيان‌مهر كه اولين يلدايش را در كنار ما مي گذراند. اما يك  پند اخلاقي بود كه از استاد فرزانه حميد بقايي امروز آموختم چنانچه مي گويدشب یلدا از منظر تحکیم خانواده قابل تقدیر است  اين آقايان دولت نهم عجيب در پي خانواده اند و گويي غم اول و آخر هر ايراني تنها خانواده است. آخر كاري يلدا را هم گره زدند به تحكيم خانواده. حالا مي فهمم چرا نماينده‌ها اين همه دلشان تعدد زوجات بدون شرط مي‌خواست و اين فعالان جنبش زنان عجب زدند در پرشان.