چهار فصل ويوالدي در پاييز تهران
اول شبیه بهار است، شبيه يكي از شخصيت هاي كارتون هايدي مي شوم، ول مي شوم در كمر كوه ها و براي خودم آواز مي خوانم، حالا صدايم هم بد است ، چه خيالي، شبيه تابستان است، ياد آويزان شدنم از ميله وسط اتوبوس ها مي افتم و عرق ريزان، يكي ديگر تصوير غوغاي آدم ها در چهار راه ولي عصر برايم مرور مي شود و ديگر مترو سواري يا اعمال شاقه. پاييز، حسم خوب ميشود، كمتر غر ميزنم، منتظر بارانم، منتظر ابرها و رنگ ها، زمستان؛ منتظر دي ماه مي شوم، تولدم و كادوها . چهار فصل ويوالدي مجموعه اي است از چهار كنسرتو براي ويلن كه سال ۱۷۲۳ نوشته شده، هر يك از كنسرتوها از سه موومان تشكيل شده. چهار فصل براي اولين بار در ايران اجرا شد، خاچيك باباييان معركه بود، كلي هيجان زده شدم، اين ها كه نوشتم به هنگام اجراي هر فصل توي ذهنم مي آمد.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 16:5 توسط آمنه شیرافکن
|
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.