دارم برآورد می کنم که چرا این همه کژ و مژ می روم. راه به بیراهه و سر به صحرا. سر به ناگزیر زیستن در کفه سبک سبک ترازو. دارم به این نتیجه می رسم که زندگی ام خارج از مدار آنچه می اندیشیدم عجیب پیش می رود و وقتی درصد گرفتم واریانس این تغییر  حدود 70 درصد تخمین زده شد. یعنی تخت گاز دارم گند می زنم. خودم هم حریف خودم نمی شوم. هیچ کس حریف من نمی شود. ترمز بریده ام. برنامه ها روی کاغذ می آید و هیچ چیز با هیچ چیز نمی خواند. به آهستگی از فرآیند اهداف و خواسته ها دور می مانم و مدام برای ذهن الکنم توجیه تجویز می کنم.