خاطرات من در خانه نيلوفر واقع  در گوهر دشت كرج در قالب شركت در يك مراسم ويژه  اثاث كشي رسما به پايان رسيد.

وقتي داشتم ظروف شكستني را در روزنامه شرق مي پيچيدم خواندن تيترها و مطالب به راحتي نشان مي‌داد كه ظرف همين دو ، سال گذشته چه‌ها كه بر سر ما نرفته‌است. و چه صحبت هايي كه حالا تنها تبديل به يك آرزو شده است.  

ايران با يك عكس بلند و بالا روي صفحه يك روزنامه شرق به انرژي هسته اي فكر كرد وآقاي خاتمي در داخل ستون صفحه سياست شرق گفته بودند كه اگر رييس جمهور بودند رسيدگي به پرونده  ماجراي سي 130  و دستگيري عوامل آن سريعا صورت مي گرفت. يك هو ياد سخنان پاليزدار افتادم و اينكه هواپيماي دادمان بنده خدا هم در دولت فخيمه سيد محمد بود كه رفت روي هوا.

آرشيو مجله زنان ازسال 75 در كنج انبار نيلوفر كشف شد. يك ساعتي توي حياط مشغول خواندن برخي صفخات آن بودم. جالب اينكه در اين موضوع به شكل خاص طي سال هاي اخير گام هاي خوبي برداشته شده. خود سوزي زنان، ازدواج موقت ، چند همسري، حضانت ، مشاركت زنان و همه پرونده هايي كه شهلا شركت به همراه  تيم خبري اش روي آن كار كرده بودند ، حالا صورت مسئله هاي اصلي زنان شده اند.

كاميون بارها را بار مي كند، عكس هاي الن دلون كه عتيقه‌اند و خاطرات سوسولي مسعود در آن نهفته را با وجود مخالفت دوستان توي جعبه مي گذارم. با ماشين راهي تهران مي شويم  و خداحافظ گوهر دشت.