.....
اکنون جمجمهات
عُريان
بر همه آن تلاش و تکاپوي ِ بيحاصل
فيلسوفانه
لبخندي ميزند.
به حماقتي خنده ميزند که تو
از وحشت ِ مرگ
بدان تن دردادي:
به زيستن
با غُلي بر پاي و
غلادهئي بر گردن.(بامداد )
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۸۷ ساعت 10:57 توسط آمنه شیرافکن
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.