يكم اينكه ؛ غلامرضا كاشي در جلسه بزرگداشت بورقاني حرف خوبي زد. آقاي استاد فرمودند كه انقلاب مي‌خواست ايدئولوژي ساده زيستي را ترويج دهد و كلي نكات خوب ديگر را. يكهو تا آمديم  آنگونه باشيم ديديم كه همه  ارزش ها هوا شدند. به پاد گفتمان ايدئولوژي انقلاب روي آورديم. رفتيم به دنبال حوزه‌هاي شخصي زندگيمان و در زاويه تنگ خويش تنيدن و سكوت همه مدله پيشه كردن.
روايت ديگر؛
  موسوي لاري خوب اعتراف كرد. خوشحال شدم كه هر چند دير خودم را به جلسه رساندم. تاريخ اينطوري شكل مي گيرد و گاهي اوقات جلو چشم ما اتفاق مي افتد. ما اشتباه كرديم. تحليل نكرديم. استراتژي كشك بود و حالا شما بگوييد چه كنيم. جمع خبرنگاران جمع خوبي است. هيچكس با هيچكس رودربايستي نمي كند. سياسيون رفرميست ما  اگر بيشتر با اين جماعت  نشست و برخاست مي كردند قطعا امروز اين همه سرافكنده ترك عرصه را نوعي قهرسياسي نمي پنداشتند. مشاركت بايد در اولين فرصت كمي ادبيات سياسي به اعضايش بياموزد و اندكي البته استراتژي و ترسيم چشم انداز.
 
 و سخن آخر ؛

هيچ چيز بهتر از اين نبود كه بي خيال همه چيز، بين راه روهاي  كتابخانه علامه راه بيفتم پي كتاب ها. حالا بعد از مدت ها دوباره رفتم لابه لاي كتاب ها. بوي كتابخانه علامه يكراست بردم به سال هايي كه پخش مي‌شدم وسط دالان هاي تودر تو و كلي مجله و كتاب اطرافم بود.