خيلي وقت‌ها آدم توي واژه هاو لغات گره مي خورد . سال گذشته همين موقع ها بود كه داشتم ميان يك سري واژه‌ها و عبارت‌ها پرسه می زدم.عشق موضوع خوبي براي گفت و گو است از هر دري كه وارد شوي نو مي‌شود .روايتي تازه مي توان نوشت از آن. عشق به روايت اروتيك، به روايت رومانتيك ، به روايت دوستي ، به روايت هر چه تو مي خواهي روايت كني.

وقتي كه درباره عشق حرف مي‌زني وارد  ادبياتي مي شوي كه پيچيده است. رمان شده، فلسفه شده، سياست شده و گاه گداري به جلد عرفان در آمده.

به هر روايت عشق  به روايت تئوريكش براي من خوب و اميدوار كننده بود. خواندن يكسري متون و گپ و گفت با دوستاني كه مدام از دريچه علوم اجتماعي مطلب را پردازش مي كردند و مقاله هاي خوب آرش نراقي هم کمک حال شد و هم امیدبخش. با این همه تصورم این است که عشق یکی از چالش برانگیزترین مفاهیمی است که در عرصه علوم اجتماعی ورود یافته. مدام باید تکرار شود . بازتولید شود و به بوته نقد در آید. گاهی اوقات از همه مرزها فراتر می رود. مهار نمی شود . مسخر نمی شود. رها می رود پی کار خودش و تو را با همه گرفتاری ها مات می کند.

اين متن‌ها هم پيشنهاد مي‌شود به دوستان

عشق به روایت رومانتیک_آرش نراقی

درباره آینده عشقِ؛ روسو و فمنیست‌های رادیکال 

پیوند عشق  آرش نراقی

پي نوشت : * از مريم بابت معرفي كتاب ها و مقاله هاي خوب و شنيدن يك عالمه چرنديات سپاس دارم

* كتاب مري اوانز با عنوان عشق به روايت غير رمانتيك هم پيشنهاد شده.