سراشيبي  ويلا ، سربالايي ميرزا

  همش بدو اين روزها

  در مشهد همه جمع‌اند دور هم

همه دختران بابا

حالا بدو سربالايي‌ها را

 لعنت به دقايقي كه نمي فهمي شان

از كنار طلايي و آن همه شيريني ها

بدو بدو مي روي سرپاييني را

و لحظه اي درنگ نمي‌كني

وقتي كه برف روي پركلاغ سر مي خورد

 براي بيست سال و اندي عمر از خدا

بدو بدو اين روزها

دنيا دارد تمام مي شود

و برف  كه دیگر سرگرمت نمي كند اين روزها