از آن خودهایی همه پوچ
تا حالا شده مدام بخواهيد كاري بكنيد . مدام به خودتان يادآوري كنيد. برنامه هايتان را بر آن منوال بچينيد و وقتي عمل مورد نظر انجام شد . توي ذوقتان بخورد كه اين يعني چه؟
اين از مدل آرمانگرايي و ايده ال نگاه كردن ما آدمها ناشي مي شود. آنقدر ابر روي سرمان جمع مي شود كه وقتي ابرها شكل واقعي پيدا مي كنند تازه ابتداي پوچي است. اين نوعي فلسفه مزخرف است در زندگي برخی از ما . نمي دانم از چه روي اين روزها مبتلا شده ام به آن.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 17:40 توسط آمنه شیرافکن
|
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.