اين روزها يكجوري نامراد مي‌گذرد. بي خيال همه اوضاع آشوب زده مملكتم . بي خيال رشد نقدينگي 40 درصدي كه نمي‌دانم امسال مي‌خواهد از مسكن بالا بزند يا از خراب شده‌اي ديگر.

اين روزها در كش و قوس تصميم گيري‌ام. گيچ ام. يك هو به خودم مي‌آيم و مي‌بينم ساعت‌هاست كه دارم پياده  گز مي‌كنم . بي‌هدف. كوچه‌هاي خلوت تر را ترجيح مي‌دهم. پاييز است و هوا هم مساعد است براي پياده رفتن و بي لحظه‌اي درنگ هي مدام تصميم گرفتن. توي همين حال و هوا است كه زواياي پنهان آدمي براي خودش فاش مي‌شود ترس ها و نكبت‌ها.

زندگي بي قواره‌اي كه خورانده‌اند به ما و لحظه‌اي كه بايد همه چيز را وانهي و كنج عزلت را برگزيني.