پي در پي خبرهاي خوش !
پایت که میرسد به زمین خدا همینجوری پس هم خبرهای خوش می کوبد توي سرت. از همه هولآورتر اينكه دكتر رزاقي را هم دستگير كردهاند. اينكه هر ماه يك بار هم شده دكتر را ببيني و پاي صحبتهايش بنشيني كم فرصتي نيست كه با يك اس ام اس خراب شود. ميدان هفت تير را كه به سمت ويلا بيايي يك پلمب بيقواره نشسته است روي در نشر ثالث . كتابفروشي هاي ويستار ، شهركتاب ونك و بدرقه جاويدان هم به سلامتي پلمب شده اند. اخبار ضد و نقيض درباره استعفاي متكي و بازگشت يكباره احمدي نژاد از سفر به ارمنستان. ميز مشورت احمدي نژاد هم كه دارد هر دم كم تعدادتر ميشود. اينكه عدهاي به صرافت ترك اين ضيافت در قدرت افتاده اند شايد نيمي برگردد به قدرت و نيمي ديگر برگردد به معادلات بازيهاي سياسي، تجربه هاي پيشين و بررسي وضعيت كنوني ايران.
چه تلخاند این روزها ؛نفيسه زارع كهن
به ما گفتند كه آزاديد ، مريم ميرزا
دستگیری دکتر رزاقی؛ مجید اعزازی
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان ۱۳۸۶ ساعت 12:42 توسط آمنه شیرافکن
|
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.