آقای صدام را امروز در عراق به دار آویختند تا بشود درس عبرت تاریخ. اما مگر می شود؟
"تا آن زمان که تاریخ بر سیاق تکرار های بی اندیشه به پیش می رود"
درباره اینکه فاشیسم چگونه به وجود می آید و ریشه هایش چیست؟ خیلی ذهنم مشغول بوده و هست. یک انسان دوپا با هر پیشینه روانشناختی چگونه می شود هیتلر و چگونه می تواند با مردمان چنین رفتاری داشته باشد. پاسخم به این سوال این است که این مسئله بر می گردد به موضوع پراکنش قدرت. تلقی ما از قدرت همچنان و حالا که برخی برداشت های پست مدرن از قدرت وارد ادبیات علوم انسانی شده است هنوز هم بر مدار قدرت حکومتی و معنای کلی چرخ می زند. قدرت مسحور می کند. آدم یک هویی می شود صدام .چون ابزار هایی مانند قدرت نظامی و سیاسی در اختیارش هست و می تواند بی رحمانه با آدمها مانند حیوان برخورد کند. اما قدرت بی پایان و نامحدود این " یکی" در مقابل هزاران هزار هیچ وقت برایم مفهوم نیست. مگر اینکه همین هزاران هزار خود بستری را به وجود آورند که این "یک" در جایگاهی فراتر از عقل و منطق به قدرتی دست یابد که برای این جماعت گماشته دهشت آور تلقی شود.
صدام هم مانند دوستان هم سنخش چون پینوشه کبیر، هیتلر و فرانکو ـ اگرچه در خاصیت مشترک بی خاصیتشان شکی نیست ـ اما در اجتماعی که تلقی شان از قدرت به معنای قدرتی حاکمه تقلیل یافته بود اینچنین قد علم کردند. قدرت شبکه ای است از روابط در میان سطوح خرد و نه چندان نامحسوس اجتماع. قدرت از پایین ترین سطوح معنا می یابد و اگر این نگاه و تلقی از قدرت به وجود نیاید هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد . 10 سال دیگر در گوشه پرتی از این دنیا موجود دوپایی دیگر نه چندان شبیه به آقای هیتلر که زیست کننده در اجتماعی با ویژگی های جامعه هیتلر سر بر می دارد تا جهان را از این که هست آبادتر سازد.شهر خواب پایان دیکتاتور می بیند ،دیکتاتور خواب پایان شهری دیگر به هزاره ای دیگر. "تنها می خواهم دو شکل آسیب شناسانه قدرت یعنی فاشیسم و استالینیسم را ذکر کنم. یکی از دلایل متعدی که چرا این دو برای ما این همه گیچ کننده هستنداین است که به رغم یکتایی و بی همتایی تاریخی خود چندان هم بی سابقه نیستند. آنها مکانیسم هایی را که پیشاپیش در جوامع موجود بودندُ مورد بهره برداری قرار دارند و گسترش بخشیدند. به علاوه آنها به رغم خصلت جنون آمیز ذاتی خود تا اندازه بسیاریُ اندیشه ها و ابزارهای عقلانیت سیاسی ما را به کار گرفتند."*( فوکوُ ص۳۲۴)اعدام صدام؛ رهایی از تحقیر مدام
یا یک دیکتاتور از روی زمین کمتر
*میشل فوکو( فراسوی ساختارگرایی و هرمونوتیک)، دريفوس، هيوبرت، ترجمه حسين بشيريه، نشر ني، سال ۱۳۷۹، چاپ دوم.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / شنبه نهم دی 1385 , 15:6 /

