سبك هاي زندگي در تحت آمريت جوامع آتوريتر به شدت تحت تاثير گفتمان غالب است. گفتمان غالب آتوريته حكومتي مي خواهد كه جامعه اي توده اي خلق كند. كه همه يك جور فكر كنند و اينكه همه به يك سبك زندگي مشترك برسند. حالا در اين ميان حتي تحت لواي حاكميت چنين دولت هايي موضوعي تازه شكل مي گيرد . سبك هاي تازه زيستن و انديشدين.
گفتمان غالب جامعه ما حالا گفتماني ديني است. اگرچه شايد بيشتر به حالت مناسك گرايي به دين پرداخته شود اما در هرصورت المانهاي يك جامعه ديني به روشني به چشم مي خورد.
آتوريته ديني مي خواهد پلوراليسم نهفته در دين را هم محدود كند. يعني به شكلي از جامعه ديني قايل است كه مورد دلخواه اوست به پوششي كه ... به تفكري كه ...به آدمهايي كه و به همه آن چيزهايي كه در فرصت زيستش در فضاي سياسي _ اجتماعي به آن قباور دارد.
اما گفتمان ديني جامعه دارد سبك ها ي متفاوت زندگي مي آفريند. به ويژه آنجا كه اين سبك ها به عرصه خصوصي آدمها ختم مي شوند. از مناسك گرايي كه بگذريم و آفات ديدگاه هايي مانند قايل بودن به ظهور منجي كه انفعالي در اجتماع به وجود آورد و شرايط خلق جامعه توده اي را مهيا مي كند ، دين برخي اوقات در تنگناهاي اجبار خود را به سرعت از بن بست خارج مي كند. فرهنگ شادمان زيستن در گفتمان غالبي كه "دين اندوه زده"، يا " دين اندوه پراكن" ا تبليغ مي كند دارد اندك اندك در ميان لايه هاي زندگي مردمان تبديل به سبك زندگي تازه اي مي شود. سبك زندگي كه درمقابل "دين اندوه زده" مفابله مي كند. بعضي اوقات فكرميكنم اصلا شايد بنوان از اين نوع زندگي ، زيتسن ديني استنباط كرد. مردم به گونه اي شايد براي خروج از بحران دارند به سبك هاي جديد زندگي مي انديشند. به جشن ها و اندك فرصت هايي براي جمع شدن ، از روزمرگي زندگي اقتصاد نفت محور خارج شدن ، تمرين انواع تازه حضور فردي و اجتماعي و ..
سويه هاي تاريك زندگي ديني همانطور كه اين چند روز هم مشهود بود برايم ختم مي شود به ريشه دواندن باور به منجي كه تحليلش خيلي براي خودم هم سخت شده است، بي آنكه بشود در هيچ چارچوبي به نقدش كوشيد. یادداشتی از ناصر فکوهی ( خیلی مرتبط نیست . ولی خواندنی است) ُ یک یادداشت دیگر نیمه مرتبط
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 , 9:56 /
