همه اش شد 86 صفحه ناقابل ."عاشقيت در پاورقي". كتابي كه مي تواني بين دومسير طولاني وقتي سوار اتوبوس يا مترو هستي تمامش كني و كلي هم لذت ببري.
بيان ، فرم ، شيوه روايت ، حضور مولف و داستان پردازي متفاوت اين مجموعه داستان تو را بر مي انگيزد به خواندن. طبقه چهارم خوابگاه شهيد بهشتي ، جنيفر لوپز،بي وفاو اثر آدريان لين، جوليا رابرتز و خيلي نامها و نشان ها براي تو خواننده قابل لمس است. "عاشقيت در پاورقي" داستاني نزديك به اين روز هاي ماست و تصاوير و متن داستان روايتي نزديك است و قابل لمس.
بيان آن حتي آنجا كه به ارتباط عاطفي آدمها مي پردازد از پرداختن و در نظر گرفتن عناصر مدرن باز نميماند و مدام زنهار روز مزگي و تلاش براي فهم موقعيت هاي تازه تكرار مي شود.
"براي درك بهتر اين صحنه به هيچ وجه به فيلم هاي هپي اند آمريكايي رجوع نكنيد، چون من مثل جين فوندايا يا جوليا رابرتز به دنبال عاشقم راه نمي افتم تا او را در پارك يا يكي از كافه هاي اطراف پيدا كنم. پس از رفتن معشوقم من سي دي اپراي سالومه اثر ريشارد اشتراوس را توي پخش صوت مي گذرام، روي كاناپه دراز مي كشم و رمان سالومه اسكار وايلد را ورق مي زنم " ص ۲۱
شخصيت هاي اين داستان مدام دارند سيگار مي كشند و حتي تو اگر خيلي هم اهل سیگار كشيدن نباشي يك جوري وسوسه مي شوي كه در پايان داستان سيگاري بگيراني.
"مهسا محب علي" علاوه بر اين كار كه برنده جايزه بنياد گلشيري هم بوده دو كتاب ديگر دارد به صدا از انتشارات خيام و نفرين خاكستري از انتشارات افق.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه یکم شهریور 1385 , 11:20 /


