مثل برخي از آهنگ هاي نامجو كه مدام ريتم شان را زمزمه مي كنم. "اي مرغ شيدا دام دام . ديم دام دارام دام." اين جمله ماركس را هم زمزمه مي كردم با خودم بي هيچ آهنگ و ريتمي در سكوت. " هر آنچه سخت و است و استوار دود مي شود و به هوا مي رود."
روايت ديگري توي سرم ميپيچد. "هر آنچه به يادماندني است و خوب ،روزي مبدل به خاطرهاي ميشود." تلخ. مثل قهوههاي ترك. مثل وقتي كه خرمالو را اول پاييز بچيني و بخوري و تمام دهنت توي حماقت خودت جمع شود. لعنت به اينكه آدمها مدام دود ميشوند و به هوا مي روند و خاطره اي شايد، شايد هم نه.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / شنبه سوم آذر 1386 , 12:4 /

