اوضاع بر مدار سلامت و نيكي مي چرخد درست. مملكت گل و بلبل است درست . اقتصاد ايران روي جان استوارت ميل و همه ليبرال هاي جهان را كم كرده است درست. اما اينهمه بدبختي كه هي موج مي زند از چه رو نادرست.
محمود احمدي نژاد در سخنان تازه اش كه همه اش در است و گهر گفته كه طي 45 روز گذشته از جمله مهمترين اقداماتي كه دولت تا كنون انجام داده كنترل مصرف بنزين، رفع مشكل بيكارى جوانان و تسريع در عمران و سازندگى كشور بوده است. در اين ميان رفع مشكل بيكاري جوانان ديگر طنز مزخرفي است كه حتي به تلخ خنده هم نمي انجامد.
50 هزار و 737 كارگر طي دو ماهه اول سال جاري بيكار شدند؛ اين خبر اگر برخلاف گفته ها و ادعاهاي دولت احمدي نژاد نباشد قطعا نقيض آن است ، آنچه با تمامي توان ارتباطي قبضه شده توسط دولت مدام در بوق و كرنا مي شود يا خبر اخراج 30 خبرنگار ايلنا كه حتي در نشست هاي ماهانه روزنامه نگاران هم كه مطرح شد نتيجهاش شد درهم رفتن چهره برخي فضلا و بعد هم به تاريخ پيوستن ماجرا بعد از دقايقي.
گويي تمام برنامه هاي اقتصادي در اين مملكت كه حداقل به اندازه انگشتان دست اقتصاددان قابل دارد يك شبه و باامدادهاي غيبي اتخاذ مي شود كه هر روز بحران هاي حوزه اقتصاد بحراني تر از روز قبل مي شود. اين نسخه بي تدبيرانه هم براي كلي از كارگران مصادف شد با قطع آب باريكه درآمدشان.اين در حالي است كه بحران در تمام شاخص هاي اقتصادي مانند افزايش نرخ رشد نقدينگي و نرخ تورم، كسري بودجه دولت و از همه پر آشوب تر بالارفتن ريسك تجاري در داخل كشور بيداد مي كند.
فضاي متصلب سياسي دامن مي زند به اينكه خواست گروه هاي اجتماعي در پس سكوتي معنادار پنهان شود و براي نمونه به دليل پرهزينه بودن هر گونه برخورد سنديكايي و صنفي براي احقاق حقوق، وضعيت درام كارگران هر دم نامطلوب تر مي شود.
" محمد پروانه" و گروهي از كارگران نخستين اتحاديه كارگري ايران را در سال 1385 به وجود آوردند. قانون اساسي مشروطه با تضمين حق تشكل و اجتماع زمينه سياسي لازم براي نشو و نماي اتحاديه هاي كارگري را فراهم آورده بود به طوري كه از سال هاي 1290 تا اوايل 1300 اتحاديه ها در فضايي باز به رشد خود ادامه داددند و بنيان هاي ايجاد تشكل هاي صنفي را بنا نهادند."
حالا اما نمي شود در نهاد جمهوري كه تعريف خاص خودش را دارد و فضاي دموكراتيك سياسي آن ، تشكل ها به شكل قابل قبولي خواسته شان را ارايه كنند.
نگاهي به وضعيت جنبش هاي اجتماعي ايران مانند كارگران ، زنان و دانشجويان در فضاي كنوني جامعه بيش از هز زمان ديگري واقعيت "دموكراسي صوري" ايران را نشان ميدهد. فضايي كه اندك مجالي براي ابراز خواسته هاي مدني شهروندان وجود ندارد و عرصه عمومي و گفتمان مدني به حداقل ها كاهش مي يابد. زمان نشان ميدهد اين آمار كه حالا شايد به دلايلي ديگر افشا نشود و يا مخل امنيت ملي قلمداد شود در ماه هاي آينده افزايش چشمگيري خواهد داشت و برآيند وضعيت اقتصاد كلان مملكت هم كه از اين حالا پرواضح است.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 , 10:49 /

