از مرگ نمي هراسند. به گورستان نمي روند و كسانشان را رها مي كنند ميان برزخ تنهايي دم مرگ.آدمهاي مدرن بي قواره محض.
بين واقعيت هايي برگرفته از زندگي كه مدام در شعر و ادبيات در باره آن سخن مي گويند مرگ آشنا ترين كلام است و ويژگي سخن سعدي را دارد كه سهل است و ممتنع.
نوربرت الياس(1897_1990) كه به تازگي كتاب تنهايي دم مرگش را مهرگان و نجفي ترجمه كرده اند نگاه تازه اي دارد به مرگ از دريچه علوم اجتماعي . ادبياتش مرا ياد فوكو مي اندازد و اينكه خيلي خوب ذهن آدمي را پيرامون واژه اي چنين سترگ آرام مي كند.
مردن هرقدر كه ديده شود عملي خشونت بار است .(ص117)
الياس در اين كتاب به خوبي سركوب مرگ را نشان مي دهد و واپس راندن اين واقعيت از آگاهي عمومي به بخش هايي از ناخود آگاه وجود را.
مرگ و آيين هاي وابسته به آن به عنوان وجهي از پديده اجتماعي شدن مطرح اند. الياس فرآيند استحاله مرگ از يك پديده زيست شناختي _ طبيعي به پديده اي سياسي _حقوقي را به خوبي مطرح مي كند.
مرگ در حقيقت مانند ديگر جنبه هاي حيواني هم در مقام يك فرآيند و هم در مقام نوعي خاطره و تصوير در طي اين تغيير ناگهاني تمدن ساز بي وقفه از صحنه حيات پس رانده مي شود.
تولد و مرگ مانند ديگر جنبه هاي حواني حيات بشري در گذشته بيشتر در فضاهاي عمومي رخ مي داد و لاجرم اجتماعي تر از امروز نبود.
اين كتاب بخش هايي به معرفي نوربرت الياس اختصاص دارد و در بخش ديگر تنهايي دم مرگ روايت مي شود.سياست مرگ برگرفته از ديدگاه هاي الياس ، فوكو و اگامبن به پيوست آخر كتاب آمده است.
مرگ در اين كتاب واقعيتي اجتماعي است .واقعيتي كه با مرور زمان تغيير مي كند . راه اندازي شركت هاي تشريفات مراسم سوگواري ادميان را بيش از گذشته از اين واقعيت دور مي كند. خانه سالمندان نيز مكاني شده است تا افراد در حال احتضار را به فراموشي بسپاريم .
خيلي مرسي از فاطمه كه اين كتاب را به مناسبت تولدم داد تا با واقعيت مرگ بيشتر مانوس شوم.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 , 12:45 /
