تبليغاتX
پنجره ای از آن خود
 
درباره وبلاگ
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.
نوشتن گویی در این میان تنها دریچه ای است که میتوان خود بودگی را تقویت کرد.
آن کس که دیگر خانه ای ندارد در نوشتن خانه می کند.
( تنودور آدرنو )
  درباره من    |     تماس با من    |     آرشیو
بايد استاد و فرو آمد بر آستان دري كه كوبه ندارد
• دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 , 12:45


از مرگ  نمي هراسند. به گورستان نمي روند و كسانشان را رها مي كنند ميان برزخ تنهايي دم مرگ.آدمهاي مدرن بي قواره محض.
بين واقعيت هايي برگرفته از زندگي كه مدام در شعر و ادبيات  در باره آن سخن مي گويند مرگ آشنا ترين كلام است و ويژگي سخن سعدي را دارد كه سهل است و ممتنع.
نوربرت الياس(1897_1990) كه به تازگي كتاب تنهايي دم مرگش را  مهرگان و نجفي ترجمه كرده اند نگاه تازه اي دارد به مرگ از دريچه علوم اجتماعي . ادبياتش مرا ياد فوكو مي اندازد و اينكه خيلي خوب ذهن آدمي را پيرامون واژه اي چنين سترگ آرام مي كند.
مردن هرقدر كه ديده شود عملي خشونت بار است .(ص117)   
الياس در اين كتاب به خوبي سركوب مرگ را نشان مي دهد و واپس راندن اين واقعيت از آگاهي عمومي به بخش هايي از ناخود آگاه وجود را.
مرگ و آيين هاي وابسته به آن به عنوان وجهي از پديده اجتماعي شدن مطرح اند. الياس فرآيند استحاله مرگ از يك پديده زيست شناختي _ طبيعي به پديده اي سياسي _حقوقي را به خوبي مطرح مي كند.
مرگ در حقيقت مانند ديگر جنبه هاي حيواني هم در مقام يك فرآيند و هم در مقام نوعي خاطره و تصوير در طي اين تغيير ناگهاني تمدن ساز بي وقفه از صحنه حيات پس رانده مي شود.
تولد و مرگ  مانند ديگر جنبه هاي حواني حيات بشري در گذشته بيشتر در فضاهاي عمومي رخ مي داد و لاجرم اجتماعي تر از امروز نبود.
اين كتاب بخش هايي به معرفي نوربرت الياس اختصاص دارد و در بخش ديگر تنهايي دم مرگ روايت مي شود.سياست مرگ برگرفته از ديدگاه هاي الياس ، فوكو و اگامبن به پيوست آخر كتاب آمده است.
مرگ در اين كتاب واقعيتي اجتماعي است .واقعيتي كه با مرور زمان تغيير مي كند . راه اندازي شركت هاي تشريفات مراسم سوگواري ادميان را بيش از گذشته از اين  واقعيت دور مي كند. خانه سالمندان نيز مكاني شده است تا افراد در حال احتضار را به فراموشي بسپاريم .
خيلي مرسي از  فاطمه كه اين كتاب را به مناسبت تولدم داد تا با واقعيت مرگ بيشتر مانوس شوم.

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 , 12:45  / 
آرشیو
• شهریور 1387
• مرداد 1387
• تیر 1387
• خرداد 1387
• اردیبهشت 1387
• فروردین 1387
• آرشيو
روزنامه نگاران
• همایون خیری
 • اردوان‌روزبه
 • نگین‌شیرآقایی
 • تورج صابري
 • مهساجزيني
 • فرزانه ابراهیم زاده
 • مقاله‌های‌جامعه‌شناسی
 • دكتر حسن نمكدوست
 • فريده غايب
 • كانون زنان ايراني
 • مریم شبانی
 • فاطمه ظریف جلالی
 • مریم رضایی
 • ترانه بني‌يعقوب
 • ايمان پاك‌نهاد
 • مصطفاخلجي
 • كاوه مظفري
 • حمیدابراهیم زاده
 • حنايي كاشاني
 • سجاد نوروزي
 • مهجاد
 • نفيسه‌زارع‌كهن
 • رسول‌نمازی
 • پوياباقري
 • فهيمه‌خضرحيدري
 • پژمان موسوي
 • علی ناظم‌زاده
 • مصطفا قاجار
 • آيدين مسنن
 • مسعود رحمتي
 • مجيد اعزازي
 • فريد مدرسي
 • محبوبه خوانساری
 • محمد عابدزاده
 • مريم ميرزا
 • بهمن احمدي امويي
 • محبوب حسين‌زاده
 • مسيح علي‌نژاد
 • مسعود بهنود
 • شیده لالمی
 • فرناز سيفي
 • آرش نراقي
 • منصور بوستاني
 • شهروند امروز
 • مرجان حاجي‌رحيمي
 • فاطمه علي اصغر
 • محمود مقدسي
 • مرضيه كوهستاني
 • ندا دهقان
 • نسرين افضلي
 • اعظم ويسمه
 • مريم نصر اصفهاني
 • فاطمه مقدسي
 • طاهره رحيمي
 • بهنام پاكزاد
 • حميد جعفري
 
لینک های روزانه
• .....
• آرشیو لینک های روزانه