جباران عمگي غالبا با ابيات مشتركي فضاي اجتماع را مسموم مي كنند . ماكياول در اين باره مي گويد كه رژيم هاي جبار بايد راه هايي بيابند تا دستيابي شهروندان را به عرصه هاي عمومي از قبيل تالارها شهر، تالارهاي عمومي سخنراني، بوستان هاي شهر خيابان ها از اين قبيل ملغي كنند.
"تاسيت" از ديگر نظريه پردازاني كه در باره جباريت نوشته است نيز در اين باره نظري همسو با ماكياول دارد؛ منع ديدارهاي عمومي ،محدود كردن افراد به عرصه خصوصي شان .
هانت آرنت از ابعاد روانشاختي به پديده جباريت مي پردازد و انزواي روانشاختي مردمان را به از اين جهت تحليل مي كند كه شهروندان از قدرت و خشونت و دهشت افكني پليس به هراس افتاده اند. و درست در اين زمان است كه گفتمان ديالوگ از يك اجتماع رخت بر مي بندد.
آراء وبر ، ماركس ، تاسيت ، ماكياول،آرنت ، ارسطو و افلاطون را كنار هم بگزاريم مي شود در چند مميزه خاص ادبيات جباريت را يكسان ديد. تحليل ها و بررسي هاي مختلف تاريخي صورت گرفته درباره چگونگي بروز و ظهور جباريت ها همگي در چند نشانه ريشه مشترك دارند.
جباران غالبا عرصههاي عمومي را كاهش مي دهند. با ايجاد فضاي كنترل و نظارت افراد را به ماندن و يا منزوي شدن در عرصه هاي خصوصي شان مجبور مي كنند.
اما مهمتر از اين ها نكته اي كه در غالب فضاهاي جباريت مي توان به چشم ديد اين است كه جباريت ميكوشد واقعيت بندگي را به وسيله تحريف گفتمان پنهان مي كند .
زبان در فضاهاي گفتماني زباني تخريف شده است كه جبار آن را از طريق سيسم هاي توليد زبان منحرف به وجود مي آْورد.
اين همه كافي است كه روزها و شب ها به دنبال يافتن نشانه هاي تغيير زبان و ديگر المان هاي موثر در خلق جباريت خيابان ها را گز كني و لابه لاي متن ها و سخن پراكني ها هي عناصر را ببنيني .
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / شنبه سی ام تیر 1386 , 11:21 /
