"خاطرات سیمون دوبوار" روايت ساد ه اي دارد. فكر نمي كردم خواندش اين همه به دل بنشيند. ويژگي اصلي متن دوبوار و به ويژه خاطراتش آن است كه بعد از خستگي n ساعت كار پرشتاب مي توان دست كم دو ساعت رويش متمركز شد، نثر روان و بيان ساده او است كه آدمي را روي متن خاطرات جلو مي برد. اگزستانسيالسيت ها رويه زندگي خوبي دارند. پايبند نبودن به هيچ نهادي و داشتن روحيه بي اندازه آنارشسيت توي تك تك كلمات كتاب ديده مي شود . شاید بیشتر از این خاطرات از آن روز به دل می نشیند که سبک زندگی دوبوار را بی اندازه می پسندم ، خیلی جاها توی متن با او همذات پنداری میکنم و گه گداری هم غبطه می خورم.
روایت دوبوار از تاریخ روشنفکری فرانسه فصل تازه ای است که خواندن خاطرات را جذاب تر می کند. از همه این ها که بگذریم شاید نکته دیگر این باشد كه روايت او روايتي است زنانه. ياد متن "سيمين فصيحي" افتادم درباره تاريخ نگاري زنان. در هيمن رابطه.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه بیستم تیر 1386 , 10:42 /

