ادبيات پوپوليستي كه اين شماره هاي آخر، هم ميهن شروع به نقدش كرده بود . اين بود. اين ادبيات نه چندان نوظهور نه سر دارد و نه ته. يك شبه به خلقت مي رسد . هزار شب روشن و تاريك بايد دويد تا خاتمه اش داد به هر نكبتي كه باشد.
آسمان اين روزها خيلي كوتاه تر شده است، از خانه كه مي زني بيرون گويي زمين و زمان در دو قدميات متوقف مي شود.
از غر و لند آدمها و گراني و سهميه يندي بنزين كه بگذريم نوبت مي رسد به اين وضع نامطبوع اجتماعي. اين نظارت هاي مدام بر نوع راه رفتنت تا پوششت و همه چيزهايي كه تا آنجا كه مي دانم يكراست برميگردد به حوزه خصوصي زندگي تو. توقيف مي شود.. هي پس هم . اين كه اول ماجرا نيست. تيترهاي همه اش تن آدم را مي لرزادند. همه تيترها . فونتش فرقي نميكند.
از پنج شغله شدن ها تا صداي آرام گام هاي تحريم كه دارد دور مي زند، دور سر مان.
تعطيلي همسايه ما، فهميه خضر حيدري
واگويه هاي مهجاد از پايان يك روزنامه
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 , 9:24 /

