برخي كتاب ها ديرتر از موعد ترجمه مي شوند. "شهر زنان"، يك اثر داستاني در خلال سالهاي 1430 ميلادي به زبان فرانسه است كه يكي از متون پايه در زمينه مطالعات فمنيستي و زنان به شمار مي آيد.بماند كه اواخر سال 85 به ترجمه "نوشين شاهنده" به بازار كتاب ايران آمده است.
اگرچه موضوع ترجمه در ايران مثل خيلي چيزهاي ديگر با نقص و كاستي هايي همراه است اما در هر صورت براي مملكت زبان دان ايران بهتر آن است كه يكي پيدا شود و متن را به زبان فارسي برگرداند. اين اتفاق در مورد شهر زنان با تاخيري فراوان روي داد اما در هر صورت شهر زنان خوانش يك نبرد زباني با اشكال مسط ساختار زبان و ادبيات مردانه در قالب ديالوگ هايي شيرين و كوتاه است. ديالوگ هايي میان کریستین و سه بانو یا الهه «خرد»،«صداقت» و«عدالت».
براي خواننده اي كه تا پيش از اين موضوع نقد "عقل مذكر" را در آرا "كريستوا" و "اريگاري" دنبال ميكرده ، بازخوانی اين مفهوم در آرا "دوپيزان" به سال هاي دور جالب توجه است.
به گفته شاهنده ، پرسش مهم و فلسفی این کتاب این است ما چگونه می توانیم حقیقت هر چیزی را بشناسیم درک کنیم و چگونه می توانیم ذات هر چیزی را از گفته ها و اظهاراتی متمایز کرد که درباره آن بیان می شود. در واقع، انگیزه کریستین این بود که نشان دهد تفاوت است میان آنچه زنان به راستی هستند و آنچه مردان درباره شان می گویند.
تا جايي كه مي دانم قرار بود از شاهنده دو كتاب ديگر «فمينيست و فلسفه» از نتشارات كمبريج و «تفاسير فمينيستى از عقلانيت» منشتر شود كه البته هنور در سركشي به كتابفروشي هاي شهر به چشمم نخورده اند.
*براي دوستاني كه ميل زدند و از فيلتر شدن بلاگ باخبرم كردند بايد بگويم كه تا اطلاع ثانوي در همين پنجره مينويسم چون اينجايي كه من هستم فيلتر نيست، تا موعد برسد كه وقت كنم و شايد جول و پلاسم را از كوبه بردارم و بروم جايي ديگر . در "نوتشن خانه مي كنم"، همچنان با تكذيب هر گونه فرانكفورتي بودن البته.
*دوباره سکوت پر هیاهوی کتابخانه علامه. مرور پایان نامه ها. سرگیچه و دیگر هیچ.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 , 9:30 /
