• جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 , 17:40
تقريبا يك هفته خواب و خوراك نداشتم. پايان نامه را كه به دكتر سرايي دادم ،تمام راه برگشت به خانه توي اتوبوس خوابيدم. تا ته اسفند هم بايد بدوم براي آزاد كردن مدرك ليسانس از علامه. تا آزاد هم نشود وقت دفاع نميدهند. سنوات هم تمام شده و اگر مدرک آزاد نکنم اخراجم می کنند. مامان میگه به این ها فکر نکن. "تو کارت رو تحویل دادی" و من همینکه مامان راضی شده و دیگر قرار نیست هر شب سراغ پایان نامه را بگیرد از من خرسندم. ديشب كابوس پايان نامه نوشتن تمام شد، كابوس مدرك آزاد كردن ميديدم و يادم آمد كه هنوز بخشي از مدرك ديپلمم ايراد دارد. ازدست خودم در عذابم. بي فكري از حد گذشته، كلافهام كرده. در اين واويلا كه يك دم آرام وقرارم نيست اما به روزهاي نو در سالي نو فكر ميكنم . به بهاري كه دلم مي خواهد پر باشد از كوه نوردي، دويدن، سفر و خواندن و نوشتن.
تشکر ویژه:از مريم ،سمانه ، اكرم و حسام كه نبود يك هفتهاي مريم را تاب آورد،بسيار ممنون مندم. نوستالوژي: اين روزها خانه شبيه خوابگاه بود . روز تازه از نيمه شب آغاز ميشد.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 , 17:40 /
• سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 , 19:25
حسام عصباني از تصميم آموزش براي تغيير استاد راهنمایش نشسته بود در حیاط دانشکده.تقريبا همدرد بوديم. روي نيمكت هاي حیاط دانشكده علامه به رسم قديم نشستيم. سمانه هم پيوست به ما ، تا دو سه روز ديگر دفاع مي كند و خلاص ميشود. حسام به مريم گفت كه آمنه پايان نامه اش را گذاشته در كوله پشتياش و توي دانشكده دنبال n كوچك مي گردد. پشت گوشي صداي خنده مكرر مريم مي آمد. امروز هم ان كوچك را با پست الكترونيكي برايم فرستاد. گريپاج كرده ام.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 , 19:25 /
• شنبه دوازدهم بهمن 1387 , 11:22
همه نقاشيها را ديده بودم. بارها و بارها وقتي زهرا داشت روي نقاشي ها كار مي كرد و آن سوي خانه هم موزيك حسين پناهي بود كه كار زهرا را هي كند مي كرد و كندتر، بس كه غصه داشت صداش. ولي به اختتاميه رسيدم. خيلي به نقاشي ها نگاه نكردم ، از بر بودم همه شان را، بيشتر دور مجموعه خانه صبا دور مي زدم. معماري بسيار زيبا بود و به قول بابک هيچ مناسب گالري نبود. از نگاه زهرا به طبيعت خوشم مي آيد به ويژه اينكه او به جاي رنگ سبز بيشتر از فيروزه اي در كارهايش استفاده كرده بود و من هم كه عاشق رنگ فيروزهاي ام. سهم ما از طبیعت

/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / شنبه دوازدهم بهمن 1387 , 11:22 /
• جمعه یازدهم بهمن 1387 , 18:41

امروز داشتم عكس هاي جومانا دوست فلسطيني ام را در فيس بوك مي ديدم
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / جمعه یازدهم بهمن 1387 , 18:41 /
• پنجشنبه سوم بهمن 1387 , 11:59
Persian Service the One Million Signatures Campaign has been awarded the Simone de Beauvoir Award which was established in honor and memory of this Feminist theorist and writer. For the past two years on the 9th of January, the birthday of Simone de Beauvoir an Award has been given to persons or groups which work to promote women’s rights
Through this [face-to-face] strategy and through the internet they have created a broad network of ideas and persons, which includes women from all backgrounds, including women from low income and socio-economically advantaged groups
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / پنجشنبه سوم بهمن 1387 , 11:59 /
• سه شنبه یکم بهمن 1387 , 21:37
مراسم تحليف اوباما شبيه يك فيم هاليوودي بود. يگانه بود و هيچ كم نداشت. چه از متن حماسي تحليف گرفته تا برنامه هاي جانبي از قبيل آواز و موسيقي ساخت ويليامز. در متن عريض و طويل اوباما يك نكته نظرم رو جلب كرد . براي تغيير ما بايد تغيير كنيم.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / سه شنبه یکم بهمن 1387 , 21:37 /