|
تولد عاشورایی
• جمعه بیست و هفتم دی 1387 , 20:59
زمان گذشت و در شلوغی روزها يادم رفت كه تولدم رو كه همزمان با عاشوراي حسيني بود به خودم تبريك و تهنيت و تسليت بگم. اين ترانه رو محسن نامجو از راه دور با مهر به من تقديم كرده :
جشن تولد تو باز مجلس عزا است
بريدي از اساس و ....
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / جمعه بیست و هفتم دی 1387 , 20:59 /
......
• چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 , 20:17
شهر شبيه تو نيست رنگ شبيه تو نيست نگاه كه مي كنم؛ تو شبيه تو نيستي و من تو را ميان صدها توي ديگر رها ميكنم شعر نمي خواهد براي تو نوشتار شود تو به من نميماني
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 , 20:17 /
راننده تاكسي مدل 2009
• چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 , 19:17
يك موسيقي اسپانيايي آرام. بوي گند يك نوع سيگار كه به لعنت خدا نميارزد. تجربه مدرنيته مارشال برمن . سربالايي خيلي تيز. يك سكوت و آرامش بي نظير. همه شان در يك پيكان پيزوري مدل 57 اتفاق افتاد در حدفاصل ظفر تا سرگلشهر. 200 تومان كرايه را كه به راننده دادم بي اختيار توي چشم هاش زل زده بودم. قيافه اش شبيه هيچكدام از آدم هاي منورالفكر اطرافم نبود. از ميان چهره سياه سوخته و مه گرفته اش جوانياش بيرون ميزد. هنوز هم ربط ميان "برمن" و راننده تاكسي و آن موسيقي عجيب را نفهميدم. این روزها مدام در تاکسی ها نوحه شنیده ام
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 , 19:17 /
کیهان کاریکاتور
• سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 , 21:6

/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 , 21:6 /
گزارش نشست انجمن؛ اعتراض به توقيف كارگزارن
• سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 , 21:0
مزروعي:حرف هاي هميشه مهران كرمي: داشتم وضعيت روزنامههاي مستقل را با وضعيت مردم غزه مقايسه ميكردم. نمي دانستم كه چند روز ديگر روزنامه مان را به جرم همكاري با اسراييل توقيف مي كنند. فرزانه روستايي: چرا پس اين روزنامه كيهان رو ديروز توقيف نمي كنيد. بابا اين ديگه چه كاريكارتوري بود درباره غزه و حماس.* روزنامه نگار خود سانسورچي محصول دولت ايران. صندلي ها: همه خالي نتیجه اخلاقی:بر و بچ همه برند به دیدار هیات نظارت بر مطبوعات
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 , 21:0 /
اوباما
• دوشنبه بیست و سوم دی 1387 , 15:51

گزارش گاردین
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / دوشنبه بیست و سوم دی 1387 , 15:51 /
عندالاستطاعه
• یکشنبه بیست و دوم دی 1387 , 19:48
فريده غيرت، بنده خدا در شرح حال امروز زنان ايران جمله خوبي مي گفت:" شده ايم شبيه بچه هاي غر غرو، بس كه هر دم لايحه اي ، طرحي به ضرر زنان تصويب مي كنند و ما هم بايد برويم پي اش. " اين آخرين دست گل آقايان كه عربي اش مي شود عندالاستطاعه شدن مهريه عجيب روي مخ آدمي رژه ميرود. داشتم مطالب وبلاگ فاطمه را مي خواندم كه براي گرفتن شروط ضمن عقد تهران را زير پا گذاشته و ...... به خواهر كوچكم فكر مي كنم كه اين روزها به كوب درس مي خواند كه بيايد و مثلا دانشجوي شريف شود و البته شايد چندي ديگر اسير بومي گزيني جنسيتي دانشگاه ها. ديگر حال و حوصله غر زدن هم نيست. به قول ایمان تا اطلاع ثانوي؛ تساهل و تسامح.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / یکشنبه بیست و دوم دی 1387 , 19:48 /
دری که کوبه ندارد
• شنبه بیست و یکم دی 1387 , 16:14
بايد دفاع كرد، بايد استعفا داد، بايد جا به جا شد، بايد رفت، بايد ترك كرد و بايد ايستاد و فرود ْآمد بر آستان دري كه كوبه ندارد، دري كه كوبه ندارد.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / شنبه بیست و یکم دی 1387 , 16:14 /
کارگزاران رفت
• چهارشنبه یازدهم دی 1387 , 16:43
بوی توقیف دوباره در تحریریه می پیچید. دوستانمان در کارگزاران ...... حالا چند تا روزنامه باقی ماند. هی به ذهنم فشار می آورم و شمارش انگشتانم از یک دست فراتر نمی رود.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه یازدهم دی 1387 , 16:43 /
شبیه کابوس
• چهارشنبه یازدهم دی 1387 , 9:7
دوست ندارم از حالت اينويزيبل خارج شوم . دوست ندارم برم پول قبض مبايلم رو بريزم . از هر چه صف بانك و بانك بيزارم. دوست ندارم وقتي دارم از خيابون رد مي شم هيچ چهره آشنايي ببينم و هيچ دعوت به ديداري رو. دوست دارم اين روزها بگذرد هر چه زودتر. دوست دارم كه وسط همين هواي آلوده تهران هم نفس راحتي بكشم. دو تا دست مي بينم ، دست راست و چپم و طبق معمول هميشه 10 تا 20 تا هندوانه كال و نارس پايين پايم. متاسفانه اين بار ناگزيرم همه را بردارم. شبيه آن كابوس هايي شده كه همش منتظرم كسي با فريادي بيدارم كند، لعنتی هيچكس بلند صدايم نمي زند و كابوس و كابوس ..
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه یازدهم دی 1387 , 9:7 /
نينوا
• یکشنبه هشتم دی 1387 , 18:58
* اجراي نينواي عليزاده همراه با اركستر زهي اكراين بي نظير بود. بهتر از همه اين بود كه وقتي به سمت راست نگاه ميكردم پدر را ميديدم كه در غوغاي كليدر محمدرضا درويشي غرق بود و من خوشحال كه او سلامت است، اگر چه با عصايي به دست كنارم نشسته. سعيد حجاريان هم يك صندلي جلوتر نشسته بود. تمام مدتي كه اركستر زهي اكراين هشت موومان كليدر را مينواخت چشمم به حجاريان بود و ناخودآگاه به آن خاطراه شوم ترور مي انديشيدم كه چه بلاهتي بايد در كار باشد كه اينگونه ماجراها رقم بخورد و اقاياني سر خوش بگويند كه هيچ نقض حقوق بشر در ايران صورت نمي گيرد. رديف مان كامل بود از اين سر تا آن سر رديف H دوستان نشسته بودند. همگي به گوش.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / یکشنبه هشتم دی 1387 , 18:58 /
زين پس بناميد جاسوس به جاي خبرنگار
• پنجشنبه پنجم دی 1387 , 14:4
فكر ميكردم كه خبرنگاري فقط جزو مشاغل سخت محسوب ميشود ولي اينطور كه آقايان پيش ميروند و مته به خشخاش قلم ميسايند، ميرويم كه ديگر شغلي به نام روزنامه نگاري نداشته باشيم و از اين به بعد بايد به جاي تحصيل در دانشكدههاي خبر و روزنامهنگاري راهي دفاتر جاسوسي و ضد جاسوسي شويم يحتمل. گويي كه توقيف و دستگيري و به زندان افكندن خبرنگاران قانعشان نكرده كه حالا سراغ فحاشي و انگ چسباندن رفتهاند.
تقدیم به کسی که دوستش دارم از مصطفا
پ .ن : البته هیچ ربطی به گله گذاری های بالا ندارد و تنها متنی است که دل می نشیند در این وانفسای بی متنی.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / پنجشنبه پنجم دی 1387 , 14:4 /
.....
• چهارشنبه چهارم دی 1387 , 21:8
و اگر اين حس لعنتي نبود ، زندگي كلي جلو بود
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه چهارم دی 1387 , 21:8 /
برنامهاي را هم بر نميتابند
• دوشنبه دوم دی 1387 , 13:20
حقوق بشر شايد براي خيلي از دوستاني كه پشت ميزهاي عريض و طويلشان مينشينند يك مفهوم واراداتي و فانتزي از غرب آمده تعبير شود اما اين روزها ديگر حقوق بشر به يك اصل ضروري براي ايجاد يك اتحاد جهاني در راستاي تعديل رفتارهاي خارج از انسانيت مبدل شده است.در ادبيات سياسي ايران هر از چندگاهي مفهومي بدل به دشنامي براي تخريب گروهها و افراد ميشود. دورهاي ليبراليسم، گاه فمنيسم ، در پارهاي مواقع كمونيسم و حالا هم حقوق بشر.اينطور ميشود كه خبر ميآيد،دفتر مدافعان حقوق بشر در تهران هم پلمپ شد.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / دوشنبه دوم دی 1387 , 13:20 /
|