تبليغاتX
پنجره ای از آن خود
بعد از شنيدن دستگيري موقت "دكتر رزاقي" و پلمپ موسسه کنشگران نوشتن گزارش سفر به زاهدان خيلي كسل كننده شده برايم .اخبار نا اميد كننده از "حق مسلم ما". وضعيت اعتراض هاي صنفي در كشور.چرت و پرت هايي كه همه دارند سمبل مي كنند و ....
برخي وقت ها براي اينكه يك دل پر نوشت از سالي كه گذشت لابه لاي كتاب ها مي شود چيزي شبيه درد دل ها و شايد پرگويي هاي هميشه يافت. چيزي براي كاهش ضرب آهنگ مداوم انگشتان روي كيبورد. چيزي شبيه به يك شعر .
سال بد
سال باد
سال اشک
سال شک
بامداد

 

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 |
 

انسان زاده شدن تجسد وظيفه بود

توان ديدن و گفتن

توان اندوهگين و شادمان شدن

توان خنديدن به وسعت دل، توان گريستن از سويدای جان

توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شکوهناک فروتنی

و توان غمناک تحمل تنهايي

تنهايي عريان

انسان زاده شدن .....

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385
خيلي بزرگ شدم به سال 85.  آنقدر كه بتوانم ساعت ها پياده راه ميان مشاغل متكثره را به دو بپيمايم . تنهايي را مزه مزه كنم. خودم را وا بكاوم. و آهسته تر از هميشه از كنار ناملايمات بگذرم..
دلواپسي هايم را از سر بي زماني يكسره براي ساعت 9 شب به بعد تلمبار كنم و يك هو ميان تنهايي شبي كه مي رود به اوهام خواب بپيوندد تازه به مكاشفه خود بپردزام. چه بودنم؟‌چه هستنم؟
درك زيبايي تنهايي اختياري  به سال 85 اگرنه بهترين اتفاق كه برترين آن بود براي من كه هميشه در دوستانم تنهايي ام را به فراموشي مي سپردم. براي من كه از تنهايي به گريز بودم .
سال 85 ، سال پر هراسي بود برايم. با اين همه غالب هراس ها كه پيوند مي‌خورد با غم نان، بزرگ ترم كرد. بلوغ 25 سالگي ام به سال 85 قابل تامل بود. آنقدر كه ديگر هيچ هراسي از پاي نيندازدم.كه ديگر هيچ ترسي مستولي نشود بر من.
اگرچه دير اما با واژه هايي سخت آشتي كردم. دوست داشتن در اين ميان موهبتي بود كه دركش كردم. براي من كه بي اختيار، فراري بودم از واژه هاي لوس و اكراه داشتم  از انديشيدن به چنين توهماتي. روحيه سرسخت خراساني ام كه مورد نقد دوستانم بوده و هست اندكي بهبود يافت اگرچه نه چندان كامل.
نقطه ضعف هايم يكي يكي  كشف شدند. از درورن روابط و از خلال دوستي ها. خوب آن بود كه حالا تك تك شان را مي شناسم. يكي وامدار تربيت هاي هزار ساله و مصيبت فرهنگي  اندروني  به بيرون درز كرده . ديگري شايد ..... ضعف و قوت كه گل هم بيايند نتيجه به از يكجا ديدن تيرگي ها مي شود.
سال 86 را براي خود ، سال پايان نامه،  نامگذاري مي كنم. پايان نامه‌اي كه بيچاره هنوز موضوعش به تصويب نرسيده.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385

دشوار است

زیستن

در مسافرخانه ای که در ندارد

و بوی سوختن

از ملافه و تختش برخاسته است

 

 

* «توفانی پنهان شده در نسیم» گزینه هشت دفتر شعر شمس لنگرودی،نشر چشمه(1385)

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در یکشنبه بیستم اسفند 1385
 از متن بیانیه  معلوم نبود كه قرار است در نهايت چه اتفاقي  بيفتد . كمي تا قسمتي گنگ و پر ابهام . با اين همه خيلي ها آمده بودند. در كوچه  پيس كوچه هاي پشتی بهارستان از هر گذري آشنايي عبور مي كرد. با فرنوش، مريم و ايمان اندكي دير به مقابل در شمالي مجلس رسيديم. پليس ها باتوم به دست، به عامه مردم هم هجوم مي‌بردند. تجمع ممنوع.  فيروزه مهاجر در خيابان فرعي نرسيده به ميدان بهارستان و  شهلا انتصاري هم رويت شدند. اين همه پليس . اين همه خانم پليس . اين همه باتوم به دست. چرا؟
تجمع زنان امروز در مقابل مجلس به سرعت متفرق شد. به معلم هايي كه براي تحصن از كرج به تهران آمده بودند گفتند كه زود متفرق شويد. " به زودي  گروهي فمنيست مي ايند  اينجا و مي خواهيم دستگرشان كنيم."
هفته هاي پيش مقابل مجلس هر روز دست كم دو تا تجمع برگزار مي شد. امروز همينطوري هم  كه از كنار بهارستان مي گذشتي دستگيرت مي شد كه قضيه فرق مي‌كند. جنبش زنان ايران با مطالباتي پيوند خورده است كه غالب آنها راس هرم حاكميت را تهديد مي كند. فحواي سكولاريزمي از متن اين جنبش بر مي خيزد و به همين سادگي هراس در درل نيروهاي امنيتي  طنين اندز مي شود.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 |
کامنت نوشته حامد فرمند درباره اينكه راه هاي كم هزينه تري براي پيشبرد اهداف يك جنبش وجود دارد سوالي است كه اين روزها مدام تكرار مي شود.
چه ضرورتي دارد كه فعالان زن به رغم آگاهي از برخورد هايي اينچنين تقبل هزينه مي كنند.
افرادي كه همين حالا هم دارند روي موضوع جنبش زنان در جنبه هاي مختلف آن كار مي كنند. به ميان مردم رفته اند و  براي جمع آوري يك ميلون امضا گفتمان عمومي موجود در سطح شهر ها را به چالش كشيده اند.
سوال اصلي همين جا ست؛ اينكه چرا بايد برخي اوقات هزينه داد. اينكه جنبش زنان ايران در چنين مواقعي تا به چه اندازه خردمندانه و  اصولي عمل كرده است؟

جنبش اجتماعي در ابعاد مختلفي به پيش مي رود . كسي نمي تواند اهميت فعاليت هاي اكتيوييستي را كمتر از فعاليت هاي تئوريك يك جنبش بداند. جنبش اجتماعي در پيوند تمامي اركان و عناصر خود به پيش مي رود و حوزه اصلي آن تغيير در نگرش و باور عامه و رايزني براي تغيير نگاه ساختار اجتماعي ، سياسي و قانوني حاكم  است.
در حال حاضر اگرچه همچنان اندك ضعفي در بخش نظري و جنبه هاي تئوريك جنلش زنان به چشم مي خورد اما  اين جنبش توانسته است به تعادلي حدودي در ميان تمام اجزا خود دست يابد.
پرداختن به موضوع كمپين زنان نيز طي همين چند ماه اخير به يكي از مشكلات عمده و همواره جنبش زنان ايران ؛ تفاوت اليت و توده پايان داده است.
فعالان زن در ايران براي پيشبرد اهداف كمپين يك ميلون امضا وارد مباحثه اي در حوزه عمومي شده اند . نقد فضاي حاكم  و به چالش كشيدن قوانين موجود در گفت و گو با شهروندان اقدام مثبتي براي كاسته شدن از دور باطل جنبش زنان براي حركت در جمعي خودماني از فعالان زن شده است.
زنان ایران! با جنبش یا بی جنبش؟  علی ناظم زاده

جنبش زنان در فاز دوم  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 |

سابقه برگزاري اولين مراسم رسمي بزرگداشت روز جهاني زن به اسفند ماه سال ۱۳۵۷ باز مي گردد يك ماه پس از پيروزي انقلاب ۵۷. نخستين مراسم گراميداشت روز هشتم مارس در هفدهم اسفندماه ۵۷ با حضور پنج هزار زن و مرد در سالن ورزشي دانشگاه صنعتي تهران برگزار مي شود. در اين سالن، شمار زيادي از زنان و مردان كشورمان گرد هم مي آيند، زنان و مرداني از همه گروه ها و اقشار اجتماعي، مذهبي و غير مذهبي، زناني كه با حجاب در اين اجتماع بزرگ شركت مي كنند. در اين روز روي ديوارهاي سالن ورزش دانشگاه شعارهايي اينگونه حك شده بود «مهم ترين گام براي آزادي، محو استثمار انسان از انسان است».

حالا گرفتن يك مجوز ساده براي برپايي روز جهاني زن در ايران با دشواري هاي خاص خودش روبرو است. دستگيري هاي ۲۲ خرداد اول و آخر راه نبود. ابتداي يك حركت بود. حركتي كه هزينه هاي احتمالي آن براي همه روشن است. دستگيري امروز جمعي از فعالان زنان در مقابل دادگاه انقلاب هم چند روز زودتر از برنامه اصلي ۸ مارس( تجمع در مقابل مجلس) اتفاق افتاد. پرداخت هزينه هايي اينچنين براي پيشبرد اهداف جنبش طبيعي است. اين واقعيت فراگير تمامي جنبش هاي اجتماعي است.

مريم شباني ؛ فهيمه خضر حيدري ؛  ايمان پاك نهاد  ؛

نفيسه زارع كهن  ؛  ساسان آقايي ؛ مهجاد   ؛ كنشگران

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 |

شرجي بندرعباس ، هوا به از 27 درجه سانتي گرادي كه مي‌گفتند . خواب بودم يا بيدار، حالا به ذهن الكنم نمي رسد . چمباتمه زده بودم روي تمام توهمات زمين در چند متري درياي خليج فارس نزديك لنج ها وماسه هاي ريز  . شكل كارتون بود . همين.

اولين بار بود كه به اشكال رسمي در يك كلاس نيمچه درس وار بايد درباره موضوعي صحبت مي كردم . برخلاف تصور خودم  روز اول كارگاه *صدايم لرزه داشت و اگر دستهام را نمي چپاندم توي جيب، لرزشي در دست شايد.

گفتن از حقوق زنان خيلي هم اميدوار كننده نبود در جايي كه در هر وقت استراحت، به رسم دردل بايد پاي صحبت دختراني  مي نشستي كه حرف هاي ناگفته شان تنت را مي لرزاند .

از خودم خجالت كشيدم چقدر احساس مي كردم كه مثلا دارم كار شاقي مي كنم . درس خواندن ، كار كردن . اندكي مبارزه شايد با .....

حالا فهميدم چرا اين همه مدت عاشق اين بودم كه نطق كنم . چيزي شبيه به روياي استاد شدن . تدريس كردن و .....

 بماند از بي خوابي ها و مشق شب نوشتن ها ،  شب زنده داري ها و پرچانگي هاي شبانه با نازنين .  دلم دوباره سفر مي‌خواهد. در سفر آدم تنها 21 ميلي گرم است . تا مي رسي به تهران همه چيز دوباره شروع مي‌شود، مي شوي همان آدم سنگين هميشه . همه چيز زود فراموش مي شود . 


 *كارگاه يونيسف درباره توسعه اهداف هزاره سوم با تاكيد بر محور زنان و كودكان (با همكاري موسسه كنشگران)

رفتم ادراه پست، سر صبحي  . فرم گذرنامه.  رضايت همسر براي خروج  سركار عليه . شنيده بودم . اما اين عبارت عجب روي روان ادم پياده روي مي كند .

دنياي دور از اينترنت را هم تجربه كردم. خيلي بهتر از آن چيزي بود كه تصور مي كردم.

عكس هاي اين سفرنامه در صورت همكاري دوستان به زودي اضافه مي شود .

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در شنبه دوازدهم اسفند 1385 |

 
مردم ايران ، مردم  سفت و سختي هستند . معركه اند . توانشان در تحمل ناملايمات و سختي ها بي‌مانند است. در توسري خوري و بله قربان گويي تك اند. چنان مي‌شود كه ما چنينيم .
بين واگويه هاي گراني بنزين كه شده است حرف اول فضاي عمومي اين روزهاي شهر خيلي چيزهاي ديگر گم است.
كسي به اين فكرنمي كند كه اين آقاي جزاير شهرامي يا شهرام جزايري چه فرقي مي كند چه طور يك هو سر از خارج در مي ْآورد.  رقم هاي سرقت شده را كه به ياد بياوري است بس است براي سرگيچه اي يك ماهه . آقا فرار كرده اند ، بنزين شده است 150 تومان.
انرژي هسته اي كشور را 50 سال به جلو مي برد. ما همين يك سال و اندي ، صد سال در اقتصاد و فرهنگ به عقب برگشتيم . بي خيال اراجيف گفتن شويد آقايي كه اينطوري خطابتان مي كنند همه خبرگزاري هاي خارجه . " Iranian hard-line president"

تعليق كشك است .آقاي خدادوست  گفت ۸۰ میلیارد تومان سرمایه گزاری ابتدایی همین جایی است که  الان آنجا کارمی کند . "خیلی ساده. به ۹۷ نفر از شیفت صبح گفتند که دیگه نیان." چرا؟ مواد اولیه کار ورق آهنه. از ژاپن وارد می کردند و حالا چیزی شبیه به تحریم.

خدادوست  اصلا نپرسيد ترجمه كتاب به كجا رسيد . اوضاع در جنوب ايران جايي كه همه فكر مي كنند با كمي سختي مي شود با جيب پر پول برگشت هم وخيم گزارش مي شود. 

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه سوم اسفند 1385 |