انسان زاده شدن تجسد وظيفه بود
توان ديدن و گفتن
توان اندوهگين و شادمان شدن
توان خنديدن به وسعت دل، توان گريستن از سويدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شکوهناک فروتنی
و توان غمناک تحمل تنهايي
تنهايي عريان
انسان زاده شدن .....
دشوار است
زیستن
در مسافرخانه ای که در ندارد
و بوی سوختن
از ملافه و تختش برخاسته است
* «توفانی پنهان شده در نسیم» گزینه هشت دفتر شعر شمس لنگرودی،نشر چشمه(1385)
جنبش اجتماعي در ابعاد مختلفي به پيش مي رود . كسي نمي تواند اهميت فعاليت هاي اكتيوييستي را كمتر از فعاليت هاي تئوريك يك جنبش بداند. جنبش اجتماعي در پيوند تمامي اركان و عناصر خود به پيش مي رود و حوزه اصلي آن تغيير در نگرش و باور عامه و رايزني براي تغيير نگاه ساختار اجتماعي ، سياسي و قانوني حاكم است.
در حال حاضر اگرچه همچنان اندك ضعفي در بخش نظري و جنبه هاي تئوريك جنلش زنان به چشم مي خورد اما اين جنبش توانسته است به تعادلي حدودي در ميان تمام اجزا خود دست يابد.
پرداختن به موضوع كمپين زنان نيز طي همين چند ماه اخير به يكي از مشكلات عمده و همواره جنبش زنان ايران ؛ تفاوت اليت و توده پايان داده است.
فعالان زن در ايران براي پيشبرد اهداف كمپين يك ميلون امضا وارد مباحثه اي در حوزه عمومي شده اند . نقد فضاي حاكم و به چالش كشيدن قوانين موجود در گفت و گو با شهروندان اقدام مثبتي براي كاسته شدن از دور باطل جنبش زنان براي حركت در جمعي خودماني از فعالان زن شده است.
زنان ایران! با جنبش یا بی جنبش؟ علی ناظم زاده
سابقه برگزاري اولين مراسم رسمي بزرگداشت روز جهاني زن به اسفند ماه سال ۱۳۵۷ باز مي گردد يك ماه پس از پيروزي انقلاب ۵۷. نخستين مراسم گراميداشت روز هشتم مارس در هفدهم اسفندماه ۵۷ با حضور پنج هزار زن و مرد در سالن ورزشي دانشگاه صنعتي تهران برگزار مي شود. در اين سالن، شمار زيادي از زنان و مردان كشورمان گرد هم مي آيند، زنان و مرداني از همه گروه ها و اقشار اجتماعي، مذهبي و غير مذهبي، زناني كه با حجاب در اين اجتماع بزرگ شركت مي كنند. در اين روز روي ديوارهاي سالن ورزش دانشگاه شعارهايي اينگونه حك شده بود «مهم ترين گام براي آزادي، محو استثمار انسان از انسان است».
حالا گرفتن يك مجوز ساده براي برپايي روز جهاني زن در ايران با دشواري هاي خاص خودش روبرو است. دستگيري هاي ۲۲ خرداد اول و آخر راه نبود. ابتداي يك حركت بود. حركتي كه هزينه هاي احتمالي آن براي همه روشن است. دستگيري امروز جمعي از فعالان زنان در مقابل دادگاه انقلاب هم چند روز زودتر از برنامه اصلي ۸ مارس( تجمع در مقابل مجلس) اتفاق افتاد. پرداخت هزينه هايي اينچنين براي پيشبرد اهداف جنبش طبيعي است. اين واقعيت فراگير تمامي جنبش هاي اجتماعي است.
شرجي بندرعباس ، هوا به از 27 درجه سانتي گرادي كه ميگفتند . خواب بودم يا بيدار، حالا به ذهن الكنم نمي رسد . چمباتمه زده بودم روي تمام توهمات زمين در چند متري درياي خليج فارس نزديك لنج ها وماسه هاي ريز . شكل كارتون بود . همين.
اولين بار بود كه به اشكال رسمي در يك كلاس نيمچه درس وار بايد درباره موضوعي صحبت مي كردم . برخلاف تصور خودم روز اول كارگاه *صدايم لرزه داشت و اگر دستهام را نمي چپاندم توي جيب، لرزشي در دست شايد.
گفتن از حقوق زنان خيلي هم اميدوار كننده نبود در جايي كه در هر وقت استراحت، به رسم دردل بايد پاي صحبت دختراني مي نشستي كه حرف هاي ناگفته شان تنت را مي لرزاند .
از خودم خجالت كشيدم چقدر احساس مي كردم كه مثلا دارم كار شاقي مي كنم . درس خواندن ، كار كردن . اندكي مبارزه شايد با .....
حالا فهميدم چرا اين همه مدت عاشق اين بودم كه نطق كنم . چيزي شبيه به روياي استاد شدن . تدريس كردن و .....
بماند از بي خوابي ها و مشق شب نوشتن ها ، شب زنده داري ها و پرچانگي هاي شبانه با نازنين . دلم دوباره سفر ميخواهد. در سفر آدم تنها 21 ميلي گرم است . تا مي رسي به تهران همه چيز دوباره شروع ميشود، مي شوي همان آدم سنگين هميشه . همه چيز زود فراموش مي شود .
دنياي دور از اينترنت را هم تجربه كردم. خيلي بهتر از آن چيزي بود كه تصور مي كردم.
عكس هاي اين سفرنامه در صورت همكاري دوستان به زودي اضافه مي شود .
بين واگويه هاي گراني بنزين كه شده است حرف اول فضاي عمومي اين روزهاي شهر خيلي چيزهاي ديگر گم است.
كسي به اين فكرنمي كند كه اين آقاي جزاير شهرامي يا شهرام جزايري چه فرقي مي كند چه طور يك هو سر از خارج در مي ْآورد. رقم هاي سرقت شده را كه به ياد بياوري است بس است براي سرگيچه اي يك ماهه . آقا فرار كرده اند ، بنزين شده است 150 تومان.
انرژي هسته اي كشور را 50 سال به جلو مي برد. ما همين يك سال و اندي ، صد سال در اقتصاد و فرهنگ به عقب برگشتيم . بي خيال اراجيف گفتن شويد آقايي كه اينطوري خطابتان مي كنند همه خبرگزاري هاي خارجه . " Iranian hard-line president"