تبليغاتX
پنجره ای از آن خود
 

هميشه براي من ترانه هاي Chris de Burgh" " آرامش دهنده است و بي نظير.  ترانه هاي او كه در آن بيش از هر چيز ديگري بر انزجار از جنگ تاكيد شده است. هفته پيش هم كه از هياهوي تهران به آمل گريختم ترانه هاي دلنشين اين خواننده آرامم كرد به همراه  سمفوني قورباغه هاي كافه "ستاره شب" در نزديكي دانشگاه آمل.
شب هاي لبنان ، با اجراي مشترك " Elissa " و" Chris de Burgh "  را هر روز چندبار روي مانيتور كامپيوتر رصد مي كردم بي آنكه بدانم به يك باره تمامي زيبايي شبهاي لبنان به هم خواهد ريخت.

این متن ترجمه بخش عربی آهنگ " Lebanese Night"  است .

All of my life, all I have known,
only a place where peace cannot go;
All over the world, the gift from before,
nothing is left for the children of war;

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 |

 

 

نمی دانم چه کسی به ذهنش رسید این اعجوبه قرن و مغلطه گر را به میراث خبر  دعوت کند. کسی که کامپیوتر خوانده و مدام دارد ( در حدود 2 ساعت تمام) چرت و پرت می گوید. سلیمی نمین را می گویم که دو ساعتی است آمده به میراث خبر و جلو آدمهایی که اصلا در حدو و اندازه شان نیست حاضر شده است. عبدالمجيد ارفعي" پژوهشگر زبان هاي باستان و  "پرويز رجبي " که هر کدام در تاریخ و فرهنگ ایران نمونه های بی بدیلی به شمار می آیند باید ساعت ها بنشینند اینجا و به اراجیف ....

متن کامل را در میراث خبر پیگیری کنید . وقتی موضوع با محوریت لوحه های هخامنشی کم کم دارد به انرژی هسته ای حق مسلم ماست و مرگ بر همه آمریکایی ها و غربی ها ختم می شود . هی مدام دارم فکر می کنم چه کسی این ادم بی سواد را به چهارچوب میراث خبر راه داد. حالا هرکس یک مشت حرف مفت گفت باید سریع برایش میزگرد ترتیب داد. ..

 هزار لوح تخت جمشيد سال 1327 تحويل ايران شد

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385

 بر اساس الگوپذيري هاي جنسيتي مرسوم در هر جامعه اي دختران از همان نخست مي آموزند كه مادران فرداي اجتماع اند و بايد خودشان را براي رسيدن به چنين نقشي آماده كنند.

پرايس (1998) خاطر نشان مي كند مادري اصيل ترين تصويري است كه دختران در دوران كودكي با آن آشنا مي شوند . انگاره مادر شدن از همان سنين كودكي با تقليد از نقش مادر در نحوه پوشش ، گفت و گو و كردار و رفتار آغاز مي شود و در دوره هاي بعدي در گروه همسالان و دوستان تقويت شده و در نهايت روياي مادر شدن به واقعيت مي پيوندد و مادري بر همه وقايع زندگي آنان از جمله بر اينكه چه زماني بچه دار شوند تاثير مي گذارد.

( جسي برنارد ، 1385 ، ص281)

مفهوم مادري بر اساس ديدگاه هاي سنتي حاكم بر جامعه چندي است كه از سوي جنبش فمنسيتي مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.

چرا كه نقد نقش مادري در جوامع امروز با موضوع هاي ريشه اي ديگري پيوند مي خورد كه برخي چالش هاي اصلي زنان در فضاي امروز جوامع را به وجود آورده اند.

ديدگاه هاي فمنيستي بر آن است تا نهاد مادري را از زاويه اي موشكافانه نگاه كند و به آسيب شناسي آن بپردازد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 |
  

اين متن بيشتر از اينكه يك پست باشد يك كامنت بود كه به دلايل فني و فيلتر شدن اين امكان در میراث خبر به ذهنم رسيد كه در قالب يك پست بگذارمش روي وبلاگ. هرچه باشد بهتر از  خاك خوردن متن در كامپيوتر است.

«واقعيت اسف بار اين است كه بخش بزرگي بدي ها را كساني مرتكب مي شوند كه هرگز تصميم به بد بودن يا خوب بودن نمي گيرند...، آنها كه توانايي انديشيدن ندارند.»

 هانا آرنت ،" انديشيدن و ملاحظات اخلاقي"

 كتاب ها فراوانند درباره اخلاق زيستن حال مي خواهد آميخته به سنت باشد يا مباحث ديني و يا تاكيد بر اصالت وجود و ...از همين دست تازگي ها يكي از دوستان شروع به وب نوشتي كرده است كه آينده اش شايد بشود يكي از همين كتاب هاي خوب.

با اين همه كتابت ها در حوزه اخلاقيات و فضيلت هاي انساني جايي مي رسد كه ذهنم هنگ مي كند . يكي از مصائب تاريخي كه هميشه گمانم را به فضيلت هاي انساني و آموزش و گفتمان در اين حوزه نا اميد مي كند انديشيدن به آدمياني است از جنس هيتلر ، موسيليني ، فرانكو و خيلي هاي ديگر كه نمي توان نام برد.اين در حالي است كه همين آدمها دست كم اگر خيلي هم اخلاقي نباشند به هرحال به جبر جامعه پذيري اجتماعي بايد كه اندكي اراده به اخلاق را در اندیشه شان ذخيره كرده باشند كه به واقع نكرده بودند.

اما آنها كه "سلوک مردان بزرگ را پیشه کرده اند و از خواری و بدنامی هراسي در دل ندارند ،آنهايي كه هنوز زمانشان فرا نرسیده است" چه؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 |

some thing valuable died

.I will die following it
Nevertheless, the history of life will continue
• One will win who can tolerate; one will lose who cannot forget
• There is a big history after this history
• There would be a big story after this history. It gonna worse it if you forget
• It is where you can find both incredibility and futility of life
• The time is expanding not from its length but from its width
• It is not like a river, a long length; well it is actually like a river, which has a long width
• The moments are not passing, they are expanding, and maybe we are not losing our time, just drowning in them, what a big ocean it would be

پیوست : بیش از هر زمان دیگری نه علاقه که نیاز دارم به نوشتن که نمی شود. یکی از دوستان حالا همراه شده است برای رفع نقصان . دلم نیامد متنش را ترجمه کنم.متن توسط من نوشته نشده است.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در سه شنبه بیستم تیر 1385 |
 
 

........

دنيا با چهار ستون مشوشش بر سرم فرو مي كوبد

 كارم از "در زندگي زخم هايي هست " هدايت گذشته است

......

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در سه شنبه بیستم تیر 1385
 حیف که تموم شد این جام ۲۰۰۶  ايتاليا
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در دوشنبه نوزدهم تیر 1385

در مشهد كه متولد شوي . خانواده ات هم که كمي تاقسمتي مذهبي باشد. مي‌تواني به راحتي ساعت ها بنشيني زير تاك خانه و به دين فكر كني . به مذهب و به  تمامي عناوين وابسته به آن. سال ها بود اما كه خيلي در اين باره نينديشيده بودم يا به عبارتي تكليف خودم را مشخص كرده بودم با دين. اما در يكي از جلسه هاي روزنامه نگاران كه سارا شريعتي آمد و درباره لائيتيسيته در فرانسه سخن گفت و چند هفته پيش كه فاطمه صادقي درباره تاثير انديشه هايي از جنس آرا شريعتي و نيازمندي جامعه به آن حرف زد. ذهنم رفت دوباره سراغ دين .

دين در جامعه كنوني ايران در سطح مي گذرد بي هيچ بن مايه فكري و عقيدتي در باطن. در حوزه علميه هم كه داعيه دينداري دارد نه توليدي در كار است و نه بروز انديشه اي .دين صوري دارد با تمامي جنبه هاي صوري هر دم فشار مي آورد برجامعه ايران. وجدان جمعي هر دم تحليل مي رود. همانگونه كه دوركيم هم  وجدان جمعي را به عنوان يكي از اصلي ترين كاركردهاي دين در جامعه بشري عنوان كرده بود انتظار مي رود در ايران اسلامي كه در كافي شاپ و پاساژهايش هم امر به پوشش اسلامي شده و اصول ديني به دفعات تاكيد و تكرار شده نيز اين مهم تحقق يابد. اما اينجا وضعيت به گونه ديگري است . همه چيز با يك نسخه صوري در هم پيچيده مي‌شود. به سادگي و تنها براي ايجاد يك پز اجتماعي . گويا اين آمار را كه سازمان بهزيستي درباره زنا با محارم اعلام كرده است در ايران اتفاق نيفتاده.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در شنبه هفدهم تیر 1385 |
خودم هم خسته شدم از بس صفحه نا متغیر بود و یکسان. الان سومین امتحانم رو دادم و هرچی دلتون بخواد درهم بافتم. ببیچاره استاد. بحث درباه توسعه ناموزون بود. به ناموزونی امتحان دادن هام فکر می کردم. به ناموزونی منابع معرفی شده و سردرگمی هام در خوندن . حالا در این مقطع تحصیلی  آزادی عمل  بیشتر شده و می شه شب امتحان بی هراس از حفظ کردن مداوم خطوط کج و معوج جزوه های دقیقه ۹۰ کپی گرفته شده ، کتاب ها را دست چین کرد و حظی برد. دیشب که برای امتحان امروزم " زن در توسعه"  می خواندم همه جور کتاب دور و اطرافم پخش و پلا بود . از تجربه مدرنیته مارشال برمن تا جامعه شناسی گیندنز و نظریه های ریتزر . صفحه روزنامه کارگزاران رو هم که مقاله ای درباره فوکو نوشته بود مچاله کناری گذاشته بودم  تا نوبت برسد به مقاله . یه چشمم به فونبال آرژانیتن بود و شوت های سرضربش به دروازه المان که بی نیجه باقی ماند  و چشم دیگر هم به جزوه بررسی نقش زن در توسعه در کشورهای پیرامون و مرکز و نظریات والرشتاین. آرژتنیتن را پیرامون می دیدم و آلمان را کانون .  ترجیح می دادم به جای جزوه های درهم و برهم دست کم  کتاب مفیدی خوانده باشم . حالا که تاپایان ماراتون امتحانات این ترم چیزی باقی نمانده ذهنم عجیب در گیر این مدل نابسامان امتحان دادن شده . بی ربط به هر چیزی که سخت و استوار است عاقبت دود می شود و به هوا می رود فکر می کردم و تمامی سوال ها را در محور توسعه به مدرنیته ربط می دادم . خوب که کتاب رو به اتمام است اگرنه امتحانات بعدی هم همه یک جور تحت شعاع کتاب های غیر درسی ....

پیوست : دارم به نوشتن مطلبی  درباره دین فکر می کنم و  کارکردهایش در جامعه ایران. احتمالا به زودی می شود یک پست تازه در پنجره ای از آن خود و همچنین این جمله مارکس که هر آنچه سخت و استوار  است دود می شود و .... حسابی ذهنم رو مشغول کرده . بدشانسی اوردم که  تمامی بازی های دیدنی جام جهانی  افتاده وسط امتحانات من بی نوا.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در شنبه دهم تیر 1385 |

 داشتم به خاطرات شوم سال گذشته فكر مي كردم . به انتخابات . به دور دوم آن  . به تب و تاب يك هفته اي كه گويي مي رفت تا همه چيز را از دست بدهيم به هاي و هوي غريبي كه ذهنم را هنوز هم برمي آشوبد.

به آن همه اتفاق هاي سردرگم كننده . خبر نتايج اول كه اعلام شد تو  اتوبوس نشسته بودم . در حرارت بي دريغ تابستان گويي يك پارچ آب يخ ريختند روي سرم. تنها يك هفته فرصت بود. به میراث خبر كه رسيدم انگار همه چيز در هم ريخته بود. حالا كه به دور و برم نگاه مي كنم در تحريريه بيشتر دلیل ترس آن روز ها را مي فهمم. پيش بورقاني كه رفتيم از هراس همپوشاني راست در دنيا گفت و اينكه راست ها با هر نحله فكري به هر حال در برنامه هاي كلان پشتيبان هم اند.

و به اصفهان و تلاش هاي بي حاصلي كه با مهسا ..

يك سال گذشت و حالا درست در آستانه آن اتفاق  داشتم به همه اين يك سال سخت فكر مي كردم. يك سال خيلي سخت. به تغير سياست تمامي نهادهاي  كشور در حوزه زنان و تلاش بري بازگردان اين جنس به چهارديواري خانه و اهميت فراوان قايل شدن براي نهاد مقدس خانواده . به دستگيري هاي پي در پي. به سركوب جنبش كارگري ، دانشجويي ، زنان  و تاختن بر انديشه ورزان . به موسوي خويني ها كه حالا حالا ها بايد آب خنك بخورد تو زندان .به جهانبگلو كه از همه بي صداتر در كنج ديوارهاي نمور اوين دارد روياي كتاب تازه اش را خواب مي بيند. به نامه نامه 50 اقتصاد دان . به گفته هاي مسعود نيلي. به كارگراني كه هر دم از كار بر كنار مي شوند تا حقوق عده اي افزايش يابد.به دولت مهرورز محمود احمدي نژاد . به انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست . به شكست هاي مفتضحانه تيم ملي فوتبال . به ویژه نامه شرق درباره حقوق بشر . به اينكه سعید مرتضوی رفته ژنو چه آسان . . به خودم كه حالا بايد چه كنم به اينكه شايد بتوان سر فرو برد در كتاب و به امتحانات پایان ترم فکر کرد تا اينكه .. . به همه چيز و هيچ .

 

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه یکم تیر 1385 |